relâcher
Pronunciation
/ʁəlaʃˈe/

تعریف و معنی "relâcher"در زبان فرانسوی

relâcher
01

آزاد کردن, آزادشدن، ول کردن، رها کردن

libérer quelqu'un ou quelque chose
relâcher definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اول‌شخص مفرد
relâche
اول‌شخص جمع
relâchons
اول‌شخص زمان آینده
relâcherai
وجه وصفی حال
relâchant
اسم مفعول
relâché
اول‌شخص جمع زمان ناقص
relâchions
مثال‌ها
Nous devons relâcher les oiseaux blessés après leur guérison.
ما باید پرندگان زخمی را پس از بهبودی رها کنیم.
02

شل کردن, سست کردن

réduire une tension ou une pression
relâcher definition and meaning
مثال‌ها
Le médecin lui dit de relâcher ses muscles.
پزشک به او می‌گوید که عضلاتش را شل کند.
03

سستی کردن, شل گرفتن، اهمال کردن

devenir moins rigoureux ou attentif
مثال‌ها
La sécurité ne doit jamais se relâcher ici.
امنیت هرگز نباید در اینجا شل شود.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه