جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La religion
01
دین, مذهب
ensemble de croyances et de pratiques liées à la foi
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
religions
مثالها
La religion joue un rôle important dans sa vie.
دین نقش مهمی در زندگی او ایفا میکند.



























