جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le rasoir
01
ریشتراش
outil pour couper les poils ou la barbe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
rasoirs
مثالها
Il utilise un rasoir électrique chaque matin.
او هر صبح از یک تیغ برقی استفاده میکند.



























