جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rare
01
کمیاب, نادر
qui existe en petite quantité ou peu fréquemment
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus rare
شکل تفضیلی
plus rare
درجهپذیر
مفرد مذکر
rare
جمع مذکر
rares
مفرد مؤنث
rare
جمع مؤنث
rares
مثالها
Il est rare de voir un arc-en-ciel en hiver.
کم پیش میآید که در زمستان رنگینکمان ببینید.



























