جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le quota
01
سهمیه, سهم
nombre limité ou part attribuée à quelqu'un ou à quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
quotas
مثالها
Le quota d'immigrants a été fixé cette année.
سهمیه مهاجران امسال تعیین شد.



























