جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La quiétude
01
آرامش, آسودگی
état de calme et de paix intérieure
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La quiétude du petit village m' a charmé.
آرامش روستای کوچک مرا مسحور کرد.



























