جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le pupitre
[gender: masculine]
01
میز تحریر, میز مطالعه/کار
table utilisée pour écrire, étudier ou travailler
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pupitres
مثالها
Elle a organisé ses livres sur le pupitre.
او کتابهایش را روی میز تحریر مرتب کرد.
02
جای نت, [میزی که نتهای موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند]
support où l'on place la partition pour jouer de la musique
مثالها
Chaque musicien a un pupitre devant lui.
هر نوازنده یک پایه نت در مقابل خود دارد.
03
میز فرمان
poste de contrôle où l'on dirige un véhicule ou un appareil
مثالها
Le technicien surveille les instruments sur le pupitre.
تکنسین بر ابزارها روی کنسول نظارت میکند.



























