جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La prévention
[gender: feminine]
01
پیشگیری (از بیماری), جلوگیری
ensemble des actions pour éviter une maladie ou un danger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il faut investir davantage dans la prévention du cancer.
باید در پیشگیری از سرطان بیشتر سرمایهگذاری کرد.



























