جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pondre
01
(تخم) گذاشتن
produire et déposer un œuf
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
ponds
اولشخص جمع
pondons
اولشخص زمان آینده
pondrai
اسم مفعول
pondu
اولشخص جمع زمان ناقص
pondions
مثالها
Les canards pondent au bord de l' étang.
اردکها در کنار برکه تخمگذاری میکنند.
02
به وجود آوردن, ایجاد کردن
produire ou créer quelque chose rapidement, souvent sans soin
مثالها
Elle pond toujours des idées étranges.
او همیشه ایدههای عجیب تولید میکند.



























