جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le pli
[gender: masculine]
01
چین (پارچه و لباس و غیره), پلیسه، پیلی
marque ou ligne formée quand on plie un tissu, un papier ou un matériau souple
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
plis
مثالها
Elle fait un pli net à la lettre avant de la mettre dans l' enveloppe.
او قبل از گذاشتن نامه در پاکت، یک تا تیز روی آن ایجاد میکند.



























