جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pleurer
01
گریه کردن, گریستن
verser des larmes à cause de la tristesse, de la douleur ou de l'émotion
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
pleure
اولشخص جمع
pleurons
اولشخص زمان آینده
pleurerai
وجه وصفی حال
pleurant
اسم مفعول
pleuré
اولشخص جمع زمان ناقص
pleurions
مثالها
Elle pleure la perte de son chat.
او برای از دست دادن گربهاش گریه میکند.



























