جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le platine
01
پلاتین (عنصر شیمیایی با نماد Pt)
métal très résistant, utilisé en bijouterie, chimie et industrie
مثالها
Cette bague est en platine.
این حلقه از پلاتین ساخته شده است.
02
صفحه گردان [گرامافون], دک (دستگاه صوتی)
tourne-disque, appareil qui lit les disques vinyles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
platines
مثالها
Sa platine vinyle est de très bonne qualité.
پخشکننده صفحه او کیفیت بسیار بالایی دارد.
platine
01
سپید زر (رنگ), پلاتینی
qui a une couleur blanche, métallique et très pâle
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus platine
شکل تفضیلی
plus platine
درجهپذیر
مفرد مذکر
platine
جمع مذکر
platine
مفرد مؤنث
platine
جمع مؤنث
platine
مثالها
Elle a teint ses cheveux en blond platine.
او موهایش را به رنگ پلاتین رنگ کرد.



























