جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La perte
01
گم شدن, مفقود شدن
fait de ne plus posséder un objet ou une ressource
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
pertes
مثالها
Signalez immédiatement la perte de votre passeport.
فوراً گم شدن گذرنامهتان را گزارش دهید.
02
ضرر, کاهش، از دست دادن
diminution de capital ou de ressources économiques
مثالها
Ces mauvais investissements ont causé des pertes considérables.
این سرمایهگذاریهای بد باعث ضررهای قابل توجهی شد.



























