جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La partition
[gender: feminine]
01
پارتیتور, نت نوشته، نوتاسیون کامل یک قطعه موسیقی
ensemble des notes écrites pour un morceau de musique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
partitions
مثالها
Le chef d' orchestre lit la partition attentivement.
رهبر ارکستر نتنویسی را با دقت میخواند.
درخت واژگانی
bipartition
partition
part



























