جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La partition
01
پارتیتور, نت نوشته، نوتاسیون کامل یک قطعه موسیقی
ensemble des notes écrites pour un morceau de musique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
partitions
مثالها
Elle a étudié la partition toute la semaine.
او تمام هفته نتنویسی را مطالعه کرد.
درخت واژگانی
bipartition
partition
part



























