جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le parfum
01
عطر, رایحه
liquide parfumé que l'on met sur le corps pour sentir bon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
parfums
مثالها
J' ai offert un parfum à ma mère pour son anniversaire.
من یک عطر به مادرم برای تولدش هدیه دادم.



























