جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
parcourir
01
نگاه انداختن, از نظر گذراندن
examiner rapidement des yeux sans approfondir
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
parcours
اولشخص جمع
parcourons
اولشخص زمان آینده
parcourrai
وجه وصفی حال
parcourant
اسم مفعول
parcouru
اولشخص جمع زمان ناقص
parcourions
مثالها
Elle a parcouru la liste des noms rapidement.
او به سرعت مرور کرد بر فهرست نامها.
02
طی کردن, پیمودن، درنوردیدن
se déplacer à travers un espace, couvrir une distance
مثالها
Il a parcouru toute la France à vélo.
او کل فرانسه را با دوچرخه پیمود.



























