جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Les nouilles
01
نوعی رشته محتوی آرد و تخممرغ
pâte alimentaire fine et longue, utilisée dans de nombreux plats
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
nouilles
مثالها
Elle a préparé des nouilles sautées aux légumes.
او نودل سرخ شده با سبزیجات آماده کرد.



























