جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La nomination
01
نامزدی, کاندیداتوری، کاندید شدن
action de choisir ou de proposer quelqu'un pour un poste ou une fonction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
nominations
مثالها
La nomination du nouveau directeur a surpris tout le monde.
انتخاب مدیر جدید همه را شگفتزده کرد.
درخت واژگانی
nomination
nominate



























