جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La moue
01
آویزان شدن لب و لوچه (از ناراحتی)
expression du visage où les lèvres pendent pour montrer le mécontentement ou la tristesse
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
moues
مثالها
Elle a une moue de déception après la mauvaise nouvelle.
او بعد از خبر بد، چهرهای ناراضی دارد.



























