جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le morne
01
تپه, کوه کوچک
petite colline isolée, particulièrement dans les régions tropicales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
mornes
مثالها
Un morne couvert de végétation dominait le village.
یک مورن پوشیده از پوشش گیاهی بر روستا مسلط بود.
morne
01
غمانگیز, حزنانگیز، دلگیر
qui exprime ou inspire une tristesse profonde
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus morne
شکل تفضیلی
plus morne
درجهپذیر
مفرد مذکر
morne
جمع مذکر
mornes
مفرد مؤنث
morne
جمع مؤنث
mornes
مثالها
Son regard morne trahissait son chagrin.
نگاه غمگین او غمش را فاش کرد.



























