جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La menuiserie
01
نجاری
art ou technique consistant à fabriquer des objets en bois
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il suit un cours de menuiserie chaque week - end.
او هر آخر هفته یک دوره نجاری را دنبال میکند.
02
وسیله چوبی, اسباب و اثاثیه چوبی
éléments en bois installés dans une maison
مثالها
Il faut repeindre toute la menuiserie extérieure.
باید تمام نجاری بیرونی دوباره رنگآمیزی شود.



























