جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
marmonner
01
زمزمه کردن, زیر لب گفتن
dire quelque chose sous sa respiration ou presque en secret
مثالها
Elle marmonne ses prières chaque soir.
او هر شب دعاهایش را زمزمه میکند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
زمزمه کردن, زیر لب گفتن