جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lutter
01
مبارزه کردن, جنگیدن، جدال کردن
faire des efforts pour résister ou surmonter une difficulté
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
lutte
اولشخص جمع
luttons
اولشخص زمان آینده
lutterai
وجه وصفی حال
luttant
اسم مفعول
lutté
اولشخص جمع زمان ناقص
luttions
مثالها
Nous devons lutter pour protéger l' environnement.
ما باید برای محافظت از محیط زیست مبارزه کنیم.



























