جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
limiter
01
محدود کردن
réduire ou fixer une limite à quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
limite
اولشخص جمع
limitons
اولشخص زمان آینده
limiterai
وجه وصفی حال
limitant
اسم مفعول
limité
اولشخص جمع زمان ناقص
limitions
مثالها
Elle limite sa consommation de sucre.
او مصرف قند خود را محدود میکند.



























