جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
licencier
01
اخراج کردن, بیرون کردن
mettre fin au contrat de travail d'une personne
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
licencie
اولشخص جمع
licencions
اولشخص زمان آینده
licencierai
وجه وصفی حال
licenciant
اسم مفعول
licencié
اولشخص جمع زمان ناقص
licenciions
مثالها
Elle a été licenciée pour des raisons économiques.
او به دلایل اقتصادی اخراج شد.



























