جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La liaison
01
رابطه, ارتباط
le lien ou la connexion entre des personnes ou des choses
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
liaisons
مثالها
La liaison entre les deux départements est essentielle.
ارتباط بین دو بخش ضروری است.



























