جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inonder
01
پر از آب کردن, (به زیر) آب بردن
couvrir d'eau un lieu ou un objet
مثالها
Les pluies fortes ont inondé les rues.
بارانهای شدید خیابانها را غرق کرد.
02
مثل سیل ریختن روی سر کسی
envoyer ou faire arriver quelque chose en grande quantité à quelqu'un
مثالها
Elle m' a inondé de questions dès mon arrivée.
او به محض رسیدن من، مرا با سوالات غرق کرد.



























