جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ingérer
01
فرو دادن, بلعیدن، فرو بردن
avaler ou absorber de la nourriture ou un médicament
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
ingère
اولشخص جمع
ingérons
اولشخص زمان آینده
ingérerai
وجه وصفی حال
ingérant
اسم مفعول
ingéré
اولشخص جمع زمان ناقص
ingérions
مثالها
Les enfants ingèrent des vitamines tous les jours.
کودکان هر روز ویتامینها را مصرف میکنند.



























