جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impair
01
(عدد و غیره) فرد
nombre entier qui n'est pas divisible par deux
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
impair
جمع مذکر
impairs
مفرد مؤنث
impaire
جمع مؤنث
impaires
مثالها
Les numéros impairs sont du côté gauche de la rue.
شمارههای فرد در سمت چپ خیابان هستند.
L'impair
01
خبط (عامیانه), اشتباه، خطا
erreur embarrassante, gaffe sociale
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
impairs
مثالها
Porter un jean à cette réunion fut un impair.
پوشیدن شلوار جین در این جلسه یک اشتباه بود.



























