جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La gueule de bois
01
خماری (بعد از مستی), خمار بودن
malaise physique ressenti après avoir trop bu d'alcool
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
gueules de bois
مثالها
J'ai une terrible gueule de bois ce matin.
من امروز صبح یک خماری وحشتناک دارم.



























