جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le guide
01
راهنما, کتاب راهنما
personne ou objet qui sert à diriger, informer ou accompagner quelqu'un
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
guides
مثالها
La guide a expliqué l' histoire du musée aux visiteurs.
راهنما تاریخ موزه را برای بازدیدکنندگان توضیح داد.



























