جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La grotte
01
غار
cavité naturelle souterraine dans la roche
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
grottes
مثالها
La grotte est ornée de peintures anciennes.
غار با نقاشیهای باستانی تزئین شده است.
02
غار (ساخته دست بشر)
cavité creusée ou aménagée par l'homme
مثالها
Les artistes ont décoré la grotte avec des fresques.
هنرمندان غار را با نقاشیهای دیواری تزئین کردند.



























