جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le gratin
01
گراتن (آشپزی)
plat recouvert de fromage ou chapelure et cuit au four
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gratins
مثالها
J'ai préparé un gratin dauphinois pour le dîner.
من یک گراتن دوفینوا برای شام آماده کردم.
02
اعیان و اشراف
l'élite sociale ou intellectuelle
مثالها
Tout le gratin parisien était présent au gala.
تمام نخبگان پاریس در ضیافت حضور داشتند.



























