جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La glande
01
غده
organe qui produit et libère une substance dans le corps
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
glandes
مثالها
Les glandes du cou peuvent gonfler pendant une infection.
غدد گردن میتوانند در طول عفونت متورم شوند.



























