جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
givré
01
یخزده, پوشیده از شبنم یخزده
recouvert de glace ou de givre
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus givré
شکل تفضیلی
plus givré
درجهپذیر
مفرد مذکر
givré
جمع مذکر
givrés
مفرد مؤنث
givrée
جمع مؤنث
givrées
مثالها
Les arbres sont givrés ce matin.
درختها پوشیده از یخبندان هستند این صبح.
02
دیوانه, خل و چل
qui est un peu fou ou excentrique
مثالها
Il a eu une idée complètement givrée.
او یک ایده کاملاً دیوانهوار داشت.



























