جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La gestion
01
مدیریت, سرپرستی، اداره
action d'organiser et de diriger une activité ou une organisation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle étudie la gestion des entreprises à l' université.
او مدیریت کسبوکارها را در دانشگاه مطالعه میکند.



























