جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le fourrage
01
پر کردن مواد غذایی با چیزی (در آشپزی)
garniture ou remplissage d'un aliment
مثالها
Le gâteau est préparé avec un fourrage à la crème.
کیک با یک پرکننده خامهای تهیه میشود.
02
علوفه
plantes ou aliments donnés aux animaux pour se nourrir
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Les vaches mangent du fourrage dans la grange.
گاوها در انبار علوفه میخورند.



























