جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La foudre
01
صاعقه, برق، آذرخش
décharge électrique atmosphérique visible pendant un orage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La foudre est tombée sur un arbre près de notre maison.
رعد و برق به درختی نزدیک خانه ما برخورد کرد.



























