جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le footing
01
دویدن (آهسته)
course lente faite pour entretenir sa forme.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
footings
مثالها
Je fais du footing tous les matins dans le parc.
من هر صبح در پارک میدوم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
footing
foot



























