جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le footing
01
دویدن (آهسته)
course lente faite pour entretenir sa forme.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
footings
مثالها
Le dimanche, ils font un footing en famille.
یکشنبهها، آنها بهعنوان خانواده دویدن میکنند.
درخت واژگانی
footing
foot



























