جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le fils
01
پسر, فرزند پسر
personne de sexe masculin née dans une famille
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fils
مثالها
Mon fils joue au football chaque week - end.
پسر من هر آخر هفته فوتبال بازی میکند.
02
عیسی مسیح
nom donné à Jésus, considéré comme l'envoyé de Dieu dans la foi chrétienne
مثالها
Le Fils a été envoyé pour sauver l' humanité.
پسر برای نجات بشریت فرستاده شد.



























