جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La fiction
[gender: feminine]
01
داستان تخیلی, قصه
récit inventé qui ne décrit pas des faits réels
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
fictions
مثالها
Elle préfère lire de la fiction plutôt que des biographies.
او ترجیح میدهد داستانهای تخیلی بخواند تا زندگینامهها.
02
خیال, پندار
idée ou croyance qui n'est pas réelle, imagination
مثالها
Elle vit dans une fiction et ignore la réalité.
او در یک تخیل زندگی میکند و واقعیت را نادیده میگیرد.



























