جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le face-à-face
01
مناظره, رو در رویی، مباحثه
rencontre directe entre deux personnes ou deux groupes pour discuter ou débattre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
face-à-face
مثالها
Le face-à-face entre les candidats a été diffusé à la télévision.
رو در رو بین نامزدها از تلویزیون پخش شد.
02
شاخ به شاخ (تصادف خودرو یا مبارزات )
collision directe ou affrontement physique entre deux véhicules ou personnes
مثالها
L'accident a été un face-à-face entre deux voitures.
حادثه یک برخورد رو در رو بین دو خودرو بود.



























