جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
expédier
01
سرهمبندی کردن, سرسری انجام دادن
سرهمبندی کردن
اطلاعات دستوری
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
expédiant
اسم مفعول
expédié
مثالها
Il expédie son travail pour partir se promener.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سرهمبندی کردن, سرسری انجام دادن