جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'existence
01
وجود, بودن
fait d'être ou de vivre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il nie l' existence de ce problème.
او وجود این مشکل را انکار میکند.
درخت واژگانی
coexistence
existence
exist



























