جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'espièglerie
01
شیطنت
comportement malicieux ou joueur
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
espiègleries
مثالها
Elle est connue pour son espièglerie.
او به شیطنت خود معروف است.



























