le décès
déc
de
de
ès
se

تعریف و معنی "décès"در زبان فرانسوی

Le décès
01

درگذشت, فوت

fait de mourir, fin de la vie 
le décès definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
décès
مثال‌ها
Le décès de son grand-père l'a beaucoup attristé. 

مرگ پدربزرگش او را بسیار غمگین کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه