جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le don
01
اهدا, کمک، نعمت
action de donner quelque chose à quelqu'un sans attendre de paiement
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
dons
مثالها
Il a fait un don à une association caritative.
او به یک انجمن خیریه کمک مالی کرد.



























