جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le corail
01
مرجان دریایی
animal marin qui forme des récifs, souvent utilisé en joaillerie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
coraux
مثالها
Ce collier est fait de corail naturel.
این گردنبند از مرجان طبیعی ساخته شده است.
corail
01
(به رنگ) صورتی مرجانی
de couleur rose-orangé vif, semblable à celle du corail marin
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus corail
شکل تفضیلی
plus corail
درجهپذیر
مفرد مذکر
corail
جمع مذکر
corail
مفرد مؤنث
corail
جمع مؤنث
corail
مثالها
Le coucher de soleil teintait le ciel d' un orange corail.
غروب خورشید آسمان را به رنگ نارنجی مرجانی درآورد.
درخت واژگانی
corail
rail



























