جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contrarier
01
(کسی را) اذیت کردن, (کسی را) ناراحت کردن
( کسی را ) اذیت کردن
اطلاعات دستوری
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
contrariant
اسم مفعول
contrarié
مثالها
La rupture de ce contrat nous contrarie beaucoup.



























