جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
concasser
01
خرد کردن, ساییدن
réduire un aliment en morceaux irréguliers mais visibles, plus gros que du haché
مثالها
Il concasse les noix pour le gâteau.
او آجیلها را برای کیک خرد میکند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خرد کردن, ساییدن